پايتخت عطش
كنار تو را ترك گفته ام
و زير آسمان نگونسار كه از جنبش هر پرنده تهي است و
هلالي كدر چونان مرده ماهي سيمگونه
فلسي بر سطح موجش مي گذرد
به باز جست تو برخواستم
تا در پايتخت عطش
در جلوه ئي ديگر
بازت يابم
اي آب روشن!
ترا با معيار عطش مي سنجم.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۸۵ ساعت ۸:۴ ق.ظ توسط شاسوسا
|