شطرنج
اين پياده می شود، آن وزير می شود
صفحه چيده می شود، دار و گير می شود
اين يكی فدای شاه، آن يكی فدای رُخ
در پيادگان چه زود مرگ و مير می شود
فيل كجروی كند، اين سرشت فيلهاست
كجروی در اين مقام دلپذير می شود
اسب خيز می زند، جستوخيز كار اوست
جست وخيز اگر نكرد، دستگير می شود
آن پياده ضعيف راست راست می رود
كج اگر كه می خورَد، ناگزير می شود
هركه ناگزير شد، نان كج بر او حلال
اين پياده قانع است، زود سير می شود
آن وزير می كُشد، آن وزير می خورد
خورد و برد او چه زود چشمگير می شود
ناگهان كنار شاه خانهبند می شود
زير پاي فيل، پهن، چون خمير می شود
آن پياده ضعيف عاقبت رسيده است
هرچه خواست می شود، گرچه دير می شود
اين پياده، آن وزير... انتهای بازی است
اين وزير می شود، آن به زير می شود.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۵:۳۶ ب.ظ توسط شاسوسا
|